غلامحسين رضانژاد
596
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
اندكى است ؛ وابن الفضل گويد رحمان كثير الرّحمه ورحيم دائم الرّحمه بوده وچون دار آخرت باقي است ، لذا رحيم به آخرت تعلّق دارد وعبد اللّه بن مبارك « 1 » فرمايد : رحمان آنستكه چون از خداوند تعالى چيزى طلب كنى ، بدهد ؛ ورحيم آنستكه اگر از أو چيزى نخواهى خشم گيرد وترمذى وابن ماجة اين حديث را نقل كردهاند كه : « من لم يسأل اللّه يغضب عليه » . اللّه يغضب إن تركت سو آله * وبني آدم ، حين يسأل يغضب با آنكه ، كسى در كرم بگشايد * ز ابرام گداى عاجزش ، خشم آيد اين لطف نگر ، كه حقّ غضب فرمايد * بر هركه ، گدايى از درش ننمايد واسطى در حقايق گويد : رحمن فيض أهل تمكين ورحيم عطابخش أرباب تلوين بوده ودر كشف الأسرار آمده است كه رحمان راه مزدورى را بر عابدان باز كند ، ولذا از طاعت وعبادت خود ، از خدا مزدى در حدّ حور وقصور وانهار واغذيه وغيره خواهند ؛ در صورتيكه رحيم ، شمعى است كه پرتو محبّت در قلوب عارفان بتاباند وهميشه آنها را در بارگاه قرب الهى نشانده واز فروغ ديدار حضرت حقّ منوّر نمايد . بارى ، برخى رحمان را اسم أعظم وخاصّهترين اسم ذات حقتعالى دانسته وگويند هيچ اسمى در رديف اسم هو نيامده است ؛ بجز اللّه ، در سورهء اخلاص : « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » ورحمن در « هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ » * در صورتيكه رحيم در مواضعى مختلف از قرآن حكيم ودر رديف أسامي ديگر بكار رفته است ؛ وبتعبير ديگر رحمان تالي اسم اللّه وهو بوده وبهمين دليل از أسماء ذاتي حقّ است ؛ وديگر اينكه در تقديم رحمان بر رحيم در بسملة وآنهم در يكصد وچهارده سوره از قرآن ، حكمتى عظيم وشگرف موجود است كه بقول حمزهء فنارى اين تقدّم سبب استقرار رحمت رحمانيّه بر عرش ميباشد وحال آنكه رحمت رحيميّت بر كرسي استقرار دارد ، ودر تخلّق باخلاق وتحقّق بمعانى وحقيقت ايندو اسم ، در سير صعودى وحركت حبّى واستكمالى پس از تخلّق بأسماء ديگر ، در مرتبهء خصوص باسم رحيم ودر اخصّ باسم رحمان تحقّق مىيابد ، وچون پس از اسم رحمان ، اسمى ديگر جز اللّه نيست ، بمفادّ « تخلّقوا باخلاق اللّه » به آخرين مرتبهء كمال انساني كه ويژهء أنبياء ورسل وائمّهء معصومين - صلوات اللّه عليهم أجمعين -
--> ( 1 ) - جواهر التّفسير - تأليف ملّا حسين واعظ كاشفي سبزوارى . تصحيح دكتر جواد عبّاسى ، ناشر ميراث مكتوب ، 1379 .